نقش تجربیات کودکان در یادگیری ریاضیات پیش از دبستان و دبستان

نقش تجربیات کودکان در یادگیری ریاضیات پیش از دبستان و دبستان

نوشته مصطفی کریمی                                               من می شنوم و فراموش می کنم

                                                                                  من می بینم و به خاطر می سپارم

                                                                                 من عمل می کنم و درک می کنم

                                                                                 ضرب المثل چینی

همه ما برنامه ریاضیات دبستان آشنا هستیم. ولی شاید کمتر کسی برنامه ای را به عنوان ریاضیات پیش از دبستان بشناسد. این مطلب، مایه شگفتی نیست. زیرا تا چند دهه پیش، به ویژه پیش از سال ۱۹۴۰ که ژان پیاژه با دیگر همکاران خود اینهلدر و شمینسکا، پژوهش هایی را در زمینه های مختلف ریا ضیات کودکان، یعنی مجموعه ها، روابط جزء و کل، زمان، فضا، هندسه، حرکت و سرعت انجام دادند.بسیاری از معلمان و پژوهش گران برای هر یک از مفاهیم ریاضیات که در تابستان تدریس می شد – مثلاً عدد – به مفهوم اولیهء مستقلی اعتقاد داشتند. از این رو، بر این تصور بودند که تدریس هر یک از این مفاهیم از همان دبستان آغاز می شود و مفاهیم پیش نیازی برای آن ها متصور نیست. بر اساس این نظر، تجربه های عملی قبلی کودکان – یعنی در پیش  از دوره دبستان – خود موضوع های مستقلی هستند که گرچه می توانند به رشد هوش یا سرعت عمل کودکان کمک کنند، ولی رابطه دقیق و نظام یافته ای بین این مطالب و برنامه درسی دبستان وجود ندارد.

اینک ما با دو واقعیت رو به رو هستیم: اول اینکه تدریس هر یک از مفاهیم ریاضیات در دبستان، نیازمند مکتسباتی است که به طور مشخص و دقیقی به عنوان پیش نیاز، باید از قبل به کودک آموزش داده شود. دوم اینکه برای آموزش این مفاهیم پیش نیاز، هیچ روشی جز تجربه عملی و دست ورزی کودکان سودمند نیست. بنابراین، بحث ما پیرامون دو محور است: اول اینکه ریاضیات پیش از دبستان چیست؟ دوم اینکه چه نوع تجربه هایی به یادگیری آن ها کمک می کند.

زمینه های ریاضیات پیش از دبستان را می توان به صورت زیر خلاصه کرد: طبقه بندی منطقی، مجموعه ها و مقابله یک به یک آن ها، تجربه هایی در مورد ابقای عدد، ترتیب، تجربه با واژه های عددی (یک، دو، سه، ..) و نماد های عددی (۱، ۲، ۳، ..)، هندسه و فضا، تجربه مواد پیوسته و روابط جزء و کل.

طبقه بندی منطقی و مجموعه ها

هر عدد عبارت است از خاصیت مشترک گروهی از مجموعه ها. وقتی ما می گوییم “سه”، یا می نویسیم “۳”، در واقع از نماد های صوتی و ثبتی برای بیان خاصیت مشترک گروهی از مجموعه ها استفاده کرده ایم این خاصیت مشترک این است که تمامی مجموعه ها در یک مقابلهء یک به یک قرار دارند. در واقع عدد “۳”، صفتی از این مجموعه ها ست که ربطی به بزرگی و کوچکی عناصر این مجموعه ها و نیز طرز قرار گرفتن (یا ترتیب) عناصر آن ها ندارد. در ذهن ما بزرگتر ها، با شنیدن یا دیدن نماد “۳”، یک مفهوم منتزع از شرایط ظاهری عناصر تمام مجموعه های سه تایی، به صورت یک مفهوم مجرد ایجاد می شود. برای کودکان، شکل گیری این مفهوم مجرد مشکل و در مراحل اولیه غیر ممکن است. احتمالا برای بشر اولیه هم، مانند کودکان، متنزع کردن این مفهوم مجرد از شکل ظاهری عناصر مجموعه‌هایی که در طبیعت می‌دید به سادگی صورت نپذیرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *